تبليغاتX
پاتوق برو بچه های اشنویه.:.Shno-Patogh

پاتوق برو بچه های اشنویه.:.Shno-Patogh

سلام

سلام دوستان به خاطر این تاخیر چند روزی واقعا باید ما رو مورد بخشش خودتون قرار بدین.

انشاالله به زودی مطالب جالبی وارد وبلاگ می شن.

ممنون از تمام نظرات محترمانه شما.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مهر 1389ساعت 20:59  توسط .::. بدشانس .::.مديريت اصلي  | 

ابراز عشق و دوستی

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم مهر 1389ساعت 16:4  توسط صارق مولا  | 

21 راه فروپاشي روابط همسران

به گزارش پارسينه، پايگاه خبري "المذهب" در مطلبي به 21 راه براي فروپاشي زندگي زناشويي اشاره كرد:

۱- سرسختانه همواره خود را حق بجانب دانستن، حتي زماني كه ادله كافي در اختيار نداشته باشيد .
۲- هيچگاه عذرخواهي نكردن، حتي زماني كه تقصير كار بودن شما اثبات گرديده باشد.
۳-بي‌رحمانه خطاهاي شريك زندگي خود را بازگو كردن.

ادامه مطلب .... نظر يادتون نره


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم مهر 1389ساعت 15:56  توسط صارق مولا  | 

آنچه دختران تمايل دارند پسران بدانند

این می تواند احساس خیلی از شماها باشد: خسته شده اید. احساس می کنید که هر کاری که لازم است را برای به دست آوردن زنی بااصالت با ویژگی های ممتاز انجام می دهید اما خانم ها به شما جواب نمی دهند. تصور شما این است که خانم ها معمولاً دنبال مردی کامل هستند که در واقعیت وجود خارجی ندارد. 

 درست است که آنها زیبایی ظاهری، جذابیت و رمانتیک بودن را در مرد ایدآلشان دوست دارند، اما ازدواج آنقدرها هم که شما فکر میکنید درگیر این مسائل نیستند. اگر میخواهید بدانید واقعاً به چه فکر میکنند، به مطالب زیر توجه کنید.

کمی احترام بگذارید. وقتی نوبت به احترام گذاشتن به خانم ها می رسد، مردهای ایرانی فرقی با بقیه مردهای جهان ندارند. خانم ها وقتی بشنوند که طرفشان در مورد زنان دیگر غیرمحترمانه صحبت می کند، خیلی سریع عقب می کشند. من با مردان زیادی روبرو بوده ام که به خاطر اینکه علاقه ای به من نداشتند، به خودشان اجازه میدادند که وقتی زن زیبایی می بینند آنها را جذاب قلمداد کنند یا زنانی که جذابیت کمتری دارند را به عناوین ناخوشایند بخوانند. حتی اگر این نحوه صحبت کردن به صورت شوخی هم بیان شود، باز اگر خانم ها ببینند که طرفشان زنان را نوعی شیء قلمداد میکند، آزرده خاطر خواهند شد.

برو به ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه ششم مهر 1389ساعت 18:37  توسط صارق مولا  | 

دوستي از دوجنس مخالف ارتباط دختر و پسر و شرايط آن ....

يكي از نيازهاي اساسي زندگي انسان، تعامل و ارتباط با ديگران است. انسان در طول رشد خود، پيوسته براي بقا و پيشرفت خويش، محتاج ارتباط با ديگران است كه بين اين امر با سلامت رابطه اي نزديك وجود دارد. تمام انسان ها به دنبال يافتن كساني هستند كه با آن ها احساس خوش بختي كنند و از زندگي با آن ها لذت ببرند و در كنارشان منفعت بيشتري كسب كنند. در بين ارتباطات انساني، نياز به ارتباط با جنس مخالف هم در مقطعي از زندگي انسان مطرح مي شود و اين زماني است كه پسر و دختر تصميم مي گيرند تا همسر آينده را انتخاب كنند و در اين ارتباط مقطعي كه لازمه شناخت از همديگر است، اصولي مطرح هستند.

 بايد توجه داشت كه نيروي پيوندجويي دو جنس مخالف، دل دادگي هاي پسرانه و دلبري هاي دخترانه و دل بستگي هاي طرفين، در قشر جوان وجود دارد. البته اين ارتباط ها و علاقه ها منشأ تشكيل خانواده و بقاي نسل و ادامه حيات مي گردند، ولي بايد در چارچوب اصولي اخلاقي و شرعي باشند.

 گاهي اين علاقه ي دروني به جنس مخالف و نياز به ارتباط با او، از چارچوب هنجارهاي اجتماعي و ديني خارج مي شود و به سوي بي عفّتي و گناه كشيده مي شود كه اين امر بسيار ناشايست و غيراخلاقي است.


بقيه در ادامه مطلب

نظر يادتون نره ...............


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه ششم مهر 1389ساعت 18:34  توسط صارق مولا  | 

همكاري

سلام دوست بدشانس من. واقعا كه بدشانسي.

اون قضيه گواهينامه ات چي شد. آها هنوز واست نيومده.متاسفم. ببين چقدر بدشانسي.دو ماهه قبول شدي.اما هنوز گواهينامه ات رو واست نفرستادن.

اخه ي .

راستي خواستم بگم. ميخوام اعلام همكاري كنم واسه مديريت وبلاگت.

فعلاً باي

دوست دارت صادق

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم مهر 1389ساعت 19:12  توسط صارق مولا  | 

سلام و سخنانی از جانب مدیر

سلام به همگی

از اینکه مدتیه غیر فعالم ببخشید کمی کار داشتم ولی تا 3 ، 4 روز دیگه آپ میشوم.

یه خبر جدید برا همشهریای عزیز میخوام که بی امکاناتی مدارس شهرستان اشنویه را در این وبلاگ به همراه تصاویر آنان به چالش بکشم که از مدرسه حاج رسولیان و مدرسه پیش دانشگاهیه پسران شروع میکنم.

.::منتظر نظراتتون هستیم::.

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم مهر 1389ساعت 13:26  توسط .::. بدشانس .::.مديريت اصلي  | 

بیوگرافی شاهین نجفی سلطان رپ فارسی

شاهین نجفی (۱۳۵۹)  ترانه سرا، نوازنده گیتار و خوانندهٔ ایرانی مقیم آلمان

شاهین زاده سال ۱۳۵۹ در بندر انزلی است و در گیلان زندگی می*کرده است. او دانشجوی رشتهٔ جامعه شناسی بوده که به دلیل ابراز عقیده موفق به پایان تحصیلاتش نشده* است[نیازمند مدرک معتبر و بی* طرف] و به قول خودش «جامعه شناسی را در جامعه فرا گرفته، نه در دانشگاه». او از نوجوانی به سرودن شعر و ترانه روی آورد و ساز گیتار را در سبک*های کلاسیک و فلامنکو آموخت. او آواز خواندن را، ابتدا در سبک*های راک و اسپانیولی در ایران به صورت زیرزمینی آغاز کرد و با چند گروه مختلف همکاری کرده است.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم شهریور 1389ساعت 12:48  توسط .::. بدشانس .::.مديريت اصلي  | 

مصاحبه بچه های انزلی (سایت وارش) با شاهین نجفی

مدتی پیش ویدویی از شاهین نجفی در صدای آمریکا پخش شد که بهانه ای برای مصاحبه او با صدای آمریکا شد. شاهین که دیگر امروزه همه او را میشناسند فردا در هامبورگ کنسرت بزرگ خود را برگزار میکند. او دیگر با گروه تپش۲۰۱۲ همکاری نمی کند و وبسایت رسمی خود را معرفی کرده است، برای خواندن مصاحبه وارش با او به ادامه مطلب مراجعه کنید.

مثل اینکه مدتیست که کیبرد فارسی داری و حالا راحت تر فارسی تایپ میکنی. واقعا اینقدر کیبرد انگلیسی عذاب آور بود که تو بلاگ در مورد کیبرد فارسی نوشتی؟
با کیبورد فارسی میشه کلمات رو حس کرد و این لذت بخشه.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم شهریور 1389ساعت 11:18  توسط .::. بدشانس .::.مديريت اصلي  | 

گفت وگو با شـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاهین نجفی ، رپر ایرانی مقیم آلمان

گفت وگو با شاهین نجفی ، رپر ایرانی مقیم آلمان

ما نسل غمگینی هستیم. نسل بی‌شادی، نسل کم‌فریاد. وسط خم‌های پاره کودکی‌مان صدای خمپاره داشت و پر بود از عموها و باباهای رفته و نیامده و باز هم غم می‌ماند و آن تفنگ آب‌پاشی که فکر می‌کردیم می‌تواند هواپیما شکار کند. گذشت و نگذشتیم... بزرگ‌تر شدیم و حتی ممنوعه هم نبودیم، انگار اصلا نبودیم. آن‌قدر دیده نشدیم که خودمان پریدیم وسط فیلم‌برداری و صحنه به هم ریخت. تازه یادشان آمدم که اینجا کشور جوانی‌ست...

سال 76 شد و قرار بر این بود که موسیقی هم شور زندگی آن روزها را داشته باشد. اما بیست سال از نوار پاره شده بود. دنبال وصله زدنش به آن قدیم‌ها بودند و ما نبودیم. ما صداهای خودمان را می‌خواستیم، هم‌صداهای خودمان را. حالا 12 سال گذشته است، می‌توانیم سرمان را بالا بگیریم و هم‌صدا شویم. داریم امتحان می‌کنیم. حالا به‌خوبی یاد گرفته‌ایم که چطوری آرام آرام زیرآبی برویم. کاری که زمان مدرسه بلد نبودیم و از ترسمان باید توی اتاق خالی ناظم مدرسه هم یک لنگه پا می‌ماندیم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم مرداد 1389ساعت 0:56  توسط .::. بدشانس .::.مديريت اصلي  | 

مسئله و مشکلات جوانان امروز

مسئله و مشکلات جوانان امروز در دنیای امروزی

در ميان سياستمداران و روشنفكران و مديران ايراني، بسياري از مفاهيم و مباحث بي‌رحمانه مورد استفاده قرار گرفته شده است. بسياري از افراد اين سه گروه بدون توجه به زمينه‌ها، فرآيند و ويژگي‌هاي مربوطه به طرح موضوعات متعدد پرداخته و با قدرت و توانايي كه در اختيار دارند، حقيقي بودن آنها را به كرسي نشانيده و در نتيجه ديگران (مخالفان، منتقدان و حاشيه نويسان) را وادار به داوري و بررسي در مورد موضوعات اشاره شده مي‌كنند. يكي از اين مفاهيم و موضوعات مطرح شده به واسطه گروه‌هاي فوق، جواني در ايران و جوان ايراني است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم مرداد 1389ساعت 12:4  توسط .::. بدشانس .::.مديريت اصلي  | 

مشكلات اجتماعي و نظريه جامعه‌شناختي

..::(سلامی دوباره دوستان گرامی از اینکه مدتی است غیر فعال شدم باید ببخشید غرق در کار و مشکلم تازه اشاره کرده بودید اسممو بنویسم بجای این بدشانسی که یادداشت کردم بازم ببخشید  نمیتونم بذار کمی مبهم باشد )::..

كتاب «مشكلات اجتماعي و نظريه جامعه‌شناختي» تأليف رابرت مرتون، ترجمه مقاله Social Problems and Sociological Theory از كتاب Contemporary Social Problems است. كتاب شامل 78 صفحه متن و 7 صفحه يادداشت در انتهاي آن است. نكته‌اي كه در ابتدا بايد ذكر كرد، اين است كه «مشكلات اجتماعي» ترجمه‌اي رايج براي Social Problem نيست و بهتر بود به جاي آن از «مسأله اجتماعي» استفاده شود كه در ادبيات علوم اجتماعي در ايران واژه‌اي جا افتاده است.

در يك نگاه كلي، كتاب ابتدا ضرورت و فوائد بررسي تئوريك مسائل اجتماعي را مطرح مي‌كند، سپس به بررسي مفهومي مسأله اجتماعي و  عناصر اين مفهوم مي‌پردازد و بعد از آن دو نوع مختلف از مسأله اجتماعي- بي‌سازماني و كژروي- را مطرح مي‌كند و در انتها نيز فوائد تئوريك بررسي مسائل اجتماعي را از منظر عناصر كژ كاركردي روشن مي‌سازد.

شناخت مفاهيم ذكر شده در كتاب مانند هنجار، كاركرد و كژ كاركرد، سازمان اجتماعي، نهاد، كاركرد پنهان و آشكار و . . . بدون آشنائي قبلي با نظريه كاركردگرايي ساختاري و نظرات مرتون در اين باره ممكن نيست.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم تیر 1389ساعت 12:3  توسط .::. بدشانس .::.مديريت اصلي  | 

کاش قضاوتی در کار بود گفته هایی از شاهین نجفی

کاش قضاوتی در کار بود

 

من دلم می‌‌گیرد وقتی‌ به یاد می‌‌آورم آنچه را که در این زمین می‌گذرد.آیا این سرنوشت محتوم ماست که اینچنین باید آزادی و احترام به انسان را به عزا بنشینیم.هیچ و هیچ و تنها همین "انسان فرض شدن" یعنی ،چنین دشوار است که تاریخ باید سر به زیر مرام او باشد در این سالها.

فرزاد کمانگر قهرمان نیست،چرا که نفس بازی را انکار کرده است.قهرمان ،کسیست که در این سوئ مرز‌ها با شکواییه یی کوتاه،تمامیت خود را میفروشد ،تا باشد؛ ولی‌ فرزاد بودنش را به قیمت آن هستی‌ مستتر در تاریخ  به حراج می‌‌گذارد برای انسان،حتئ اگر به نبودنش بیانجامد.

ما دیگر  بغض نمی‌کنیم برای کسی‌ و با چشم هایی‌  بی‌ نگاه به شعر غلطیدن یک آموزگار را هم چون یک سطر تکراری در روزنامه یی باطله به زباله می‌‌ریزیم.

این یعنی اینکه باید کسی‌ ثابت کند که هنوز ما نمرده ایم و چه سخت است این.

و فرزاد نه به زندگی‌ می‌‌اندیشد ،نه به مرگ،نه به عفو و تنها چشم‌هایش در حدقه میلرزد برای دانش آموزان خردش که گویا قرار است قشون قشون فرزاد کمانگر‌ها را در سینه بپرورانند.

و ماهمچنان دوره می‌‌کنیم

روز را

هنوز را...

شاهین نجفی

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم تیر 1389ساعت 14:9  توسط .::. بدشانس .::.مديريت اصلي  | 

گمراهی ما جوانان

دیگر هیچکس به رسم دیار مردانگی

لباس فقر را از خیال کودکانه ی پروانه ها  نمی ربایند

آبی را که در آن نقش میکشیم گل آلود کرده اند

و ماهی سادگی هایمان را به طور مد گرایی اسیر کرده اند

درست است که دیگر کسی سراغ مسجد دل را نمیگیرند

و لباس زرین حیا نمی پوشد و حرمت بزرگی پاس نمی دارد

امّــــا...  بارالها

         جز تو که را داریم

                   که کوچه ی تنهاییمان با آن طراوت بخشیم

   به امید روزی که افسار عقلمان را

  چراغ هدایت تو به دست گیرد

   (بارالهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا)


برگرفته از بدشانس و آقای عبدالله م.ارشد

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم تیر 1389ساعت 14:3  توسط .::. بدشانس .::.مديريت اصلي  | 

راههای ساده ای براي رسيدن به موفقيت

15 راه ساده براي رسيدن به موفقيت

ممکن است تصور کنيد که شما راهتان با آن دسته افراد موفقي که پيوسته کاميابي هاي تازه حاصل مي کنند يکي نباشد. البته ممکن است آنها توانايي هايي داشته باشند که شما فاقد آن هستيد، اما هميشه به ياد داشته باشيد: موفقيت آموختني است و تنها تفاوت شما با آنها اين است که آنها هميشه يک سري عادات خاص را به کار مي بندند و اين باعث کاميابيشان مي شود.

موفقيت همين است: جمع راه و روش هاي زندگي هوشمندانه. در اينجا به چند مورد از اين شيوه ها اشاره مي کنيم.

توصیه میکنم حتما ادامه مطلب را بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم تیر 1389ساعت 13:55  توسط .::. بدشانس .::.مديريت اصلي  | 

رازهای خواننده شدن (اثري از بدشانس)

رازهای خواننده شدن

دوستان عزیز برای خواننده شدن باید از خیلی چیزها چشم پوشی کنید خوانندگی یه دنیای عجیبی در این عالم است که هرکسی نمی توانند باهاش ارضا شود. یک خواننده موفق باید فکر ذکرش بر روی حنجره و ترتیب کلمات تمرکز کند، بعضی از رازهای کوچک براي موفقيت در خوانندگي را برایتان بيان خواهم کرد.

موفقيت در خوانندگي بايد همراه با اراده قوی در بیان احساسات و  دوم ارضا شدن در خواندن متن ها باشد، یکی از بزرگترین موفقيت رسیدن به بلوغ زودرس جنسی و  رشد شخصیتی است (استفاده از استروئیدهای حیوانی برای افزایش تتسترون هورمون مردانه خوب است) تمرینات سرسام آور حنجره اینقدر باشد تا حنجره را به تحریک در بياورد تا جايي  که توانی واسه حرف زدن نماند منظورم تمرين زياد است تا حرف زدن با ديگران.

برای خواننده شدن چکار کنیم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم تیر 1389ساعت 13:46  توسط .::. بدشانس .::.مديريت اصلي  | 

علل های اصلی در اشتباه کردن

برای اشتباه کردن  به چند علت متداول زير اشاره مي کنيم.

 

۱. بدترين چيزي که ممکن است اتفاق بيفتد، خرابکاري است. فرض کنيد اين خرابکاري با قصد و منظور نبوده است، اما فرد مقصر و خطاکار به عنوان يک خرابکار شناخته خواهد شد. اين نشانه ناتواني و عدم کفايت کارمند است. چه اولين اشتباه او باشد يا چندمين، به هر حال روي حرفه ي او تاثير منفي خواهد گذاشت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم خرداد 1389ساعت 13:14  توسط .::. بدشانس .::.مديريت اصلي  | 

ترس از موفقیت

مانع اصلي ديگر واهمه داشتن از موفقيت است. با اينكه چنين افرادي دقيقا" مي دانند كه براي موفق شدن به چه چيزي نياز دارنـد، امـا بدليل داشتن ترس از موفقيت قادر به رسيدن به اهداف والاي خود نيستند. در نـظـر ايـشـان راه پـيـش رو، مـخـوف و رعـب آور ميباشد. نگراني از آينده و همه مسائلي كه در نهايت گريبانگير او خواهد شد، منجر به فقدان بصيرت و بازماندن آنها مي گردد؛ مـخـاطرات ذاتـي روند تجارت، رام نشدني بنظر خواهد رسيد.

فرصت هاي ترقي در محل كار ممكن است پيش بيايند، اما فردي كه از موفقيت وحشت داشته باشد قادر به گرفتن ترفيع نخواهد بود. او بهانه مي آورد كه مسؤليـتـهـاي شـغـل جديد زياد و خارج از توانايي هايش است. اينگونه اشخاص ميلي به بالارفتن از پله هاي ترقي ندارند.

وقتي آينده نا معلوم باشد، اين وحشت شدت بيشتري پيدا ميكند. بايد پذيرفت افــرادي كه داراي چنين ترسي نميباشند روزهايي پيش رو دارند كه در آنها آينده ترسناك جــلوه مينـمايد، بنابراين ميتوان متوجه شد اشخاصي كه فاقد مكانيزمي مناسب براي برخورد و رويارويي با چنين موقعيتي مي باشند، چگونه احساسي خواهند داشت.

تشخيص و حل اين مشكل آسان تر از برخورد با پشت گوش انـدازي است. بـا كمي هم محوري و اندكي صبر و شكيبايي فردي كه از پذيرش مسؤليتهايي كــه موفقيـتـش را به همراه خواهد داشت وحشت دارد، ميتواند شرايط را به نفع خود تغيير دهد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1389ساعت 14:10  توسط .::. بدشانس .::.مديريت اصلي  | 

اعتماد به نفس زیاد زن ، بدبختی آفرید

مسئله ی زن در جامعه

زن جواني به واحد مشاوره كلانتري 14 گلسار رشت مراجعه کرده و داستان زندگي‌اش را گفت و خواهان كمك جهت حل مشكلش شد. اين زن جوان به مشاور گفت: از اعتماد بنفس بالايي برخوردار بودم و شكست ديگران را ناشي از كمبود اعتماد بنفسشان يا تنبلي آنان مي دانستم و به خود مي‌باليدم چرا كه آينده خوبي پيش روي خود مي‌ديدم.

وي ادامه داد: آغاز تحصيل دانشگاهيم در رشته حسابداري اين عقيده را در من تقويت كرد كه دارم به موفقيت خود نزديك مي‌شوم. در اين زمان بود كه با پسري دانشجو و كارمند بانك آشنا شدم. اين روند به مدت 2 سال ادامه داشت تا اينكه روزي با اتومبيلش جلوي منزلشان رفتيم.

وقتي رسيديم او به من گفت می‌خواهد از خانه چيزي بردارد و از من خواست تا به همراهش به داخل منزل بروم. به‌ علت اصرار زياد به داخل خانه رفتم كه ناگاه به من حمله‌ور شد و آن چيزي كه نبايد، اتفاق بيفتد افتاد.

زن جوان افزود: از آن روز به بعد روابط او با من سرد و سردتر شده و من نيز جريان را فقط به خواهرم بازگو كردم و پدر و مادرم نيز نفهميدند. تا 4 ماه بعد از اين موضوع كه با مراجعه به پزشك فهميدم باردار هستم بالاجبار موضوع را با پدر و مادر مطرح کردم و متعاقب آن به همراه خانواده به نزد او رفتيم.

او در ابتدا موضوع را انكار مي‌كرد و با كمال خونسردي مي‌گفت: بچه متعلق به او نيست و براي خود دلايلی آورد از جمله اینکه 13 سال است متأهل بوده و بچه‌اي ندارد. زن جوان در حالي كه آهي مي‌كشيد، گفت: بعد از اين موضوع فهميدم كه چه اعتماد به نفس بيهوده‌اي داشته‌ام و با شخصي متاهل ارتباط دوستي برقرار کرده بودم. وي در ادامه توضيح داد: وقتي كه تهديد ما را از طريق مجاري قانون ديد قبول کرد كه مرا صيغه کند، و با توجه به اينكه از نظر مالي مرفه است در خانه اجاره‌اي كوچكي مرا اسكان دهد.

زن جوان به مشاور گفت: با توجه به اينكه الان فرزندم 2 ساله است او مي‌خواهد صيغه‌اش را فسخ كند و نيز مي‌گويد با توجه به اينكه همه اموال منزل متعلق به خانمش است چاره‌اي جز اين ندارد و حتي حاضر است بچه را نيز به من بدهد. زن كه دنيا را براي خودش تيره و تار ديده به خانم مشاور گفت: تو را به خدا كمكم كنيد، درصورت فسخ صيغه هيچ جايگاهي در جامعه نخواهم داشت. خانم مشاور در اجراي خواسته اين زن جوان، شوهرش را به كلانتري دعوت کرد. بعد از حضور وي و صحبت و نقد و بررسي موضوع قرار شد كه او موضوع را با همسرش مورد بررسي قرار دهد و از او بخواهد كه همسر دوم و فرزندش را نيز بپذيرد و... .

به نظر شما این طوری نیست؟

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1389ساعت 14:47  توسط .::. بدشانس .::.مديريت اصلي  | 

حقیقت چت امروزی

پسر : سلام.خوبي؟مزاحم نيستم؟
دختر: سلام. خواهش مي کنم.?asl plsپسر : تهران/وحيد/۲۶ و شما؟
دختر‌: تهران/نازنين/۲۲
پسر: اِ اِ اِ چه اسم قشنگي!اسم مادر بزرگ منم نازنينه.دختر: مرسي!شما مجردين؟
پسر: بله. شما چي؟ازدواج کردين؟
دختر: نه. منم مجردم. راستي تحصيلاتتون چيه؟
پسر: من فوق ليسانس مديريت از دانشگاه MIT اَمِريکا دارم. شما چي؟
دختر : من فارغ التحصيل رشته گرافيک از دانشگاه سُربن فرانسه هستم.پسر: wow چه عالي!واقعا از آشناييتون خوشحالم.دختر : مرسي. منم همين طور. راستي شما کجاي تهران هستين؟
پسر: من بچه تجريشم. شما چي؟
دختر : ما هم خونمون اونجاس. شما کجاي تجريش مي شينين؟
پسر: خيابون دربند. شما چي؟
دختر : خيابون دربند؟ کجاي خيابون دربند؟
پسر : خيابون دربند. خيابون...... کوچه......پلاک....شما چي؟
دختر: اسم فاميلي شما چيه؟
پسر: من؟ حسيني! چطور؟
دختر: چي؟وحيد تويي؟ خجالت نمي کشي چت مي کني؟تو که گفتي امروز با زنت مي خواي بري قسطاي عقب مونده خونه رو بدي.!مکانيکي رو ول کردي نشستي چت مي کني؟
پسر : اِ عمه ملوک شمائين؟چرا از اول نگفتين؟راستش! راستش!ديشب مي خواستم بهتون بگم امروز با فريده.... آخه مي دونين...........دختر : راستش چي؟ حالا آدرس خونه منو به آدماي توي چت ميدي؟مي دونم به فريده چي بگم!پسر: عمه جان ! تو رو خدا نه! به فريده چيزي نگين!اگه بفهمه پوستمو ميکّنه!عوضش منم به عمو فريبرز چيزي نمي گم!دختر:‌ او و و و م خب! باشه چيزي بهش نميگم.ديگه اسم فريبرزو نياريا!راستي من بايد برم عمو فريبرزت اومد. باي
پسر: باشه عمه ملوک! باي......

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اردیبهشت 1389ساعت 18:35  توسط .::. بدشانس .::.مديريت اصلي  | 

یک میلیون دختر از ازدواج محروم می شوند!

* الان داشتم کامنتهای مربوط به این خبر یک میلیون دختر، از بخت ازدواج محروم میشن رو میخوندم. انگار این آقایون همیشه مترصد فرصت هستن که بگن همیشه خانمها مقصرن:دی دیگه وقتی همچین لینک و همچین خبری هم باشه که فبها! خانما زیاده خواهن، خانما رو باید بیکار کرد، تعداد خانمایی که میرن دانشگاه باید کم شه، تا همه مشکلات حل بشه!
حالا من تقریبا همه کامنتا رو کپی کردم که یه کم در موردش بحث کنیم. به نظر شما واقعا دخترها تو این مورد مقصر هستن؟ منظورم کلا تو بالا رفتن سن ازدواج و حتی عدم ازدواج؟ یعنی همه و یا بخش اعظم تقصیرها گردن دخترهاست؟ یعنی مردها عوض نشدن؟ توقعات اونها فیکس مونده و فقط خانمها زیاده خواه شدن؟ آیا اصلا تعریف پیشرفت (یعنی تحصیل و اشتغال خانمها) اسمش زیاده خواهی هست؟!! اینم کامنتها و بعضا راهکارهای ملت درباره این معضل:
* ۱- از اشتغال خانم ها کم کنید و به اشتغال آقایان اضافه کنید. ۲- از سهمیه دانشگاه خانم ها کم کنید و به سهمیه آقایان اضافه کنید. قسمت اعظم مشکل حل می شود (؟؟!!)
* بابا ما هم که ازدواج کردیم آنقدر درگیر قسط و وامیم هنوز ۳۰سالمون بیشتر نیست قرص اعصاب و قرص چربی واینا باید بخوریم تازه ما خوباشونیم
* آقایان کمی هم به فکر مشکلات بعد از ازدواج باشند نه فقط اینکه ۲ نفر را به هم برسونند و بعدش خب که چی؟ با این وضعیت مسکن که باید هر ۲ نفر زن و مرد کار کنند تا بتوانند اجاره مسکن را پرداخت کنند، خوب چی بخورن – چی بپوشن – تفریح که فراموش، آقا ترا به خدا اینقدر شعار ندید گوش ما پر شده. من ۴۰ سالمه و نمیتونم ازدواج کنم چون با این حقوق کارمند ماهی ۳۰۰ هزار تومن به زور خرج خودم را تا آخر برج میدم
* باید طوری در مورد ازدواج برنامه ریزی کرد که منجر به طلاق نشود (؟؟!!)
* اگر خانمها کمی کمتر به مهریه گرفتن فکر کنند و از مهریه درخواستی کم کنند اقایون بیشتری برای ازدواج قدم بر میدارند.
* وقتی درجامعه ای هیچگونه تضمین شغلی ویا درآمدی برای جوانان اعم از دختر وپسر وجود ندارد با کدامین امید ازدواج نمایند شما چرا آمار جوانانیکه سن آنهابیش از ۲۶-۲۷سال است بر زبان نمی آورید
* من الان حدود سی و سه سال سن دارم و با وجود این که از بیست و پنج سالگی به صورت پارت تایم و…. یا وزارت کشاورزی سر و کار داشته ام – خیر سرم مهندس کشاورزی این مملکت هستم – از دار دنیا فقط یک پراید مدل ۸۰ دارم حالا دوستان که برای کار و ازدواج و … ما کار نمی کنند هیچ جدیدا برای بهبود شرایط امار هم که شده اصلا افراد هم سن و سال ما را جزء مجردین دم بخت – یا حداقل از دم بخت گذشته – هم حساب نمی کنند
* پیشنهاد میشود یک بررسی ملی در مورد ازدواجهای انجام شده در این سالها و معیارها و اولویتهای واقعی مدنظر همسران (بویژه آقایان) انجام شود تا مشخص گردد که چه درصد بالایی از دختران عفیف و پاکدامن و با تقوای خانواده های متوسط و پائین که جاذبه آنها ثروت و موقعیت پدر ومادر و… و یا عرضه های بی پروای جنسی و زیبائی ظاهری فوق العاده نبوده اند لیکن از نظر عفت، سلامت جسم و روح، اخلاق، تقید به مسائل مذهبی و… در کنار ظاهر معمولی و خانواده ای متدین و متوسط از فرصت اردواج باز مانده اند از این رو باید نگران نسل آینده بود که حاصل چنین ازدواجها و چنین پدران و مادرانی خواهند بود.
* ای بابا چقدر سخت می گیرید! ازدواج اینقدرا هم سخت نیست که! دو سه هزار سکه برای مهریه می خواد و بیست سی میلیون تومن پول برای مراسم و یه آپارتمان متری سه چهار میلیون تومن و یه ماشین ارزون وطنی ده پونزده میلیون تومنی. سر جمع پونصد میلیون تومن نمی شه!
* اگر دختر و پسر، هر دو برای داشتن زندگی ساده اما ایده آل تلاش کنند، بیشتر مشکلات حل خواهد شد. اما متاسفانه خانمها فکر میکنند که این وظیفه آقایان است. اگر هر دو با هم کار کنند (با وجود شرایط بد کاری) و برای ارتقا هم تلاش کنند، مشکلی پیش نخواهد آمد. دختر خانمها به فکر خانه ای مثل خانه پدری نباشند و سختی ها را تحمل کنند. در مقابل آقایان هم زود از سختی ها خسته نشوند و آنها نیز تحمل نمایند.
* ازماست که برماست! وقتی خود دخترخانم ها اینو انتخاب کرده اند، خوب تقصی بقیه چیه؟ اونا حاضرند که همیشه مجرد بمونند ولی ازخودشون ذره ای نگذرند. جالبه که الان اونا به خاطر اشتغال کسب درآمد کاملاً مستقل شده اند ولی تازه وارد یک بحران وخلا روحی به نام کمبود محبت واحساس وعشق وعاطفه شده اند که دیگه اینارو باپول نمی شه خرید… این نتیجه همان خودخواهی و منیت های دخترخانم های عزیزه که متأسفانه روز به روز به تعدادشون افزوده می شه…
* تاوقتی که ازدواج برای خانم ها یعنی ۲شیفت کاری و حداقل انجام ۸۰درصد امورمنزل و ازدواج برای آقایان یعنی فقط دستپخت مامان جون به دستپخت خانم تبدیل میشه و متاسفانه آقایان انجام امورمنزل رابرای خود عیب و عار میدانند معلومه خانمی که دستش توجیبش رفت به این راحتی تن به ازدواج نمی ده.
* بنظر من که خودم در سن ۲۵ سالگی شخصی رو برای ازدواج سراغ ندارم سه مشکل اساسی در راه ازدواج در جامعه ما وجود دارد:
۱-توقع بیش از حد و خیالاتی بودن خانومها در کنار عدم توانایی تامین زندگی برای آقایون.
۲-فرهنگ پایین و مشکلات ایجاد ارتباط برای افراد مجرد.
۳-عدم وجود یک پایگاه اطلاعاتی در کشور
* یه مشکل هم از آقایونه که در انتخاب همسر فقط به ظواهر اهمیت می دهند: خانواده پولدار و بخصوص دختر خوشگل. الان در جامعه ما دختران بالای سی سال زیادی زندگی می کنند که با وجود نجابت، عفاف، تحصیلات و حتی موقعیت خوب خانوادگی و … مجرد مانده اند چون زیبا نیستند. شما می دانید کمبودهای عاطفی چه بر سر این دختران پاکدامن می آورد؟
* پدر و مادرای ما که با عشق و علاقه زیاد به هم ازدواج کردند بعضی وقتا کم میارن چه برسه به ما که برای تراز کردن آمار ازدواج کشور باید ازدواج کنیم!!
* توقعات را باید منطقی کرد. برخی با مهریه کلان که در ابتدا به داماد تحمیل می کنند نگاه سوداگرانه دارند و بخش عمده ای که منجر به طلاق می شود از همین گروه است. در ثانی به بانکها و یا … مراجعه کنید اکثریت کارکنان خانم ها هستند و جوانان در خیابان ها پرسه می زنند، تعادل اجتماعی بهم خورده است. اشکال در سیاست ها و راهبردهایی است که در جامعه وجود دارد و هر روز دامنه آن گسترده تر می شود.

این هم طنز مشخصات دختر نمونه در ادامه مطلب..


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم اردیبهشت 1389ساعت 17:18  توسط .::. بدشانس .::.مديريت اصلي  | 

به نظر شما مشکلات جوانان......

سلام به همه ی دوستای عزیز
من در مورد این موضوع مطالب زیادی شنیدم خیلیا باور دارن مشکل اصلی جوانان امروز شغل و آینده ی کاری و بعضیا هم می گن مشکل بزرگ جوانان ازدواج و انتخاب همسره . برخی از کارشناسا هم می گن رفتار ها و ارتباطات اجتماعی از اصلی ترین مشکلاتشونه  و برخی موارد دیگر مانند آینده ی تحصیلی، خوب اینا رو همه می گن ولی من از بعضی ها شنیدم که برخی از دوستان ما مشکلات عجیبی دارند یا برای خود مشکل در میارن مثل رقابت در خشگلی یا خوشتیپی و مثل اینا....
ولی به نظر من مشکل اصلی جوانان که ریشه ی همه ی این مشکلاته فرهنگه !!!!!!!!!!
شاید بگین بابا تو خیلی پرتی یا بی ربط حرف می زنی یا تو این مملکت زندگی نمی کنی و از این قبیل حرفا ولی با کمی دقت، و فکر کردن به این که دنباله رو کدوم فرهنگیم ، مدل لباسا ، مدل مو ، مدل حرف زدن و خیلی کارای دیگمون رو از کدوم فرهنگ می گیریم یا مشکلاتمون از کجا ناشی میشه میفهمیم که این فرهنگه که به رفتار و حرکاتمو جهت میده


+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم اردیبهشت 1389ساعت 17:3  توسط .::. بدشانس .::.مديريت اصلي  | 

موقعيت جغرافيايي شنو

اشنويه يكي از شهرستانهاي زيبا ، كوچك و سرسبز و  معتدل استان آذر بايجان غربي واقع  در شمال غرب كشوراست  .اين شهرستان ، داراي مرز خاكي با سه شهرستان اروميه ( از جانب شمال به طول 70کيلومتر) ، پيرانشهر(ازطرف  جنوب به طول 55 كيلومتر) و نقده(ازجانب شرق به طول 30 كيلومتر) و از طرف غرب به مناطق كردنشين شمال عراق  و تركيه متصل مي باشد كه طول مرز خاكي اين شهرستان  با دوكشور حدودا 25 كيلومتر است. اين شهرستان در 45 درجه و 6 دقيقه طول جغرافيايي و 37 درجه و 2 دقيقه عرض جغرافيايي و 37 درجه   و 2 دقيقه عرض جغرافيايي واقع شده است .  و  داراي  1193 كيلومتر  مربع مساحت  بوده و جزو شهرستانهاي كم وسعت استان  محسوب مي شود. شهرستان اشنويه بعلت عرض جغرافيايي بالا و ارتفاع زياد ( 2100- 1500) در منطقه معتدله  قرار گرفته است كه  از جمله ويژگيهاي اقليمي ، مي توان به  بارش زمستانه و خشكي تابستانه آن اشاره كرد. در كل  داراي آب و هواي منطقه مديترانه اي با زمستانهاي سرد و مرطوب و  تابستانهاي گرم و خشك مي باشد با توجه به آب و هواي منطقه ، رودهاي پر آبي  در اين منطقه جريان دارند كه اكثرا فصلي و زمستان و بهار  بيشترين آب را دارند.
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم فروردین 1389ساعت 16:47  توسط .::. بدشانس .::.مديريت اصلي  | 

تاريخچه شهر گيلاس (اشنويه)

تاريخچه شهرستان اشنويه

در ناحيه اقوامي چون لولوبي‌ها ، هوريائيان، آشوري ها ، اورارتوها و مادها در دوره هاي معيني از   تاريخ مي زيسته اند. در كتيبه كوروش از از ايالت اشنوناك (اشنويه) به نام خراجگزار نام برده شده  است. در كليه شين (جنوب‌غربي اشنويه) سنگي به ارتفاع 170 سانتي متر وجود دارد كه بر روي آن  كتيبه‌اي به دو زبان اورارتويي وآشوري حك شده و متعلق به هشت قرن پيش از ميلاد است. متن   اورارتويي از ايشيوينا (814 قبل از ميلاد) پادشاه اورارتو است كه در سمت چپ آن همان متن به  زبان آشوري حك شده است. اين شهر در حيات تاريخي خود جولانگاه جنگ وگريز‌هاي زيادي بود.شنويه در گذشته هاي دور اقامتگاه ملكه صبا بوده و او در اين منطقه سكونت ييلاقي داشته كه نام قديمي اشنويه يعني صبا اين نظريه را تاييد مي كند. در فرهنگ دهخدا صبا در مقابل واژه اشنه نوشته شده است.در سال 1909 ميلادي عثماني‌ها اشنويه را تسخير كردند وبا قدرت تمام دست به كشتار زدند. جنگ  روس‌ها و‌عثماني‌هانيز زيان زيادي به جان و مال مردم وارد كرد. پس از كشتار روس‌ها و عثماني‌ها   نوبت به مرگ ومير ناشي از قحطي بزرگي رسيد كه مردم مجبور به مهاجرت به عراق‌(موصل و كركوك)‌ شدند. درسال 1320 هجري ، زلزله بزرگي شهر اشنويه را تكان داد و خسارات مالي و جاني   سنگيني را به بارآورد. امروز شهر اشنويه يكي از شهرهاي متوسط استان‌است كه درجهت رشد وتوسعه گام برمي‌دارد. 

گیلاس3


+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم فروردین 1389ساعت 16:32  توسط .::. بدشانس .::.مديريت اصلي  | 

رقص و پایکوبی دختر و پسر های کرد

رقص و پایکوبی دختر و پسر های کرد (متن)

برای دیدن به ادامه مطلب بروید ....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم فروردین 1389ساعت 15:33  توسط .::. بدشانس .::.مديريت اصلي  |