سلام
انشاالله به زودی مطالب جالبی وارد وبلاگ می شن.
ممنون از تمام نظرات محترمانه شما.
انشاالله به زودی مطالب جالبی وارد وبلاگ می شن.
ممنون از تمام نظرات محترمانه شما.
به گزارش پارسينه، پايگاه
خبري "المذهب" در مطلبي به 21 راه براي فروپاشي زندگي زناشويي اشاره
كرد:
۱- سرسختانه همواره خود را حق بجانب دانستن، حتي زماني كه ادله كافي در اختيار
نداشته باشيد .
۲- هيچگاه عذرخواهي نكردن، حتي زماني كه تقصير كار بودن شما اثبات گرديده باشد.
۳-بيرحمانه خطاهاي شريك زندگي خود را بازگو كردن.
ادامه مطلب .... نظر يادتون نره
این می تواند احساس خیلی از شماها باشد: خسته شده اید. احساس می کنید که
هر کاری که لازم است را برای به دست آوردن زنی بااصالت با ویژگی های ممتاز انجام
می دهید اما خانم ها به شما جواب نمی دهند. تصور شما این است که خانم ها معمولاً
دنبال مردی کامل هستند که در واقعیت وجود خارجی ندارد.
درست است که آنها زیبایی ظاهری، جذابیت و رمانتیک بودن را در مرد ایدآلشان دوست دارند، اما ازدواج آنقدرها هم که شما فکر میکنید درگیر این مسائل نیستند. اگر میخواهید بدانید واقعاً به چه فکر میکنند، به مطالب زیر توجه کنید.
کمی احترام بگذارید. وقتی نوبت به احترام گذاشتن به خانم ها می رسد، مردهای ایرانی فرقی با بقیه مردهای جهان ندارند. خانم ها وقتی بشنوند که طرفشان در مورد زنان دیگر غیرمحترمانه صحبت می کند، خیلی سریع عقب می کشند. من با مردان زیادی روبرو بوده ام که به خاطر اینکه علاقه ای به من نداشتند، به خودشان اجازه میدادند که وقتی زن زیبایی می بینند آنها را جذاب قلمداد کنند یا زنانی که جذابیت کمتری دارند را به عناوین ناخوشایند بخوانند. حتی اگر این نحوه صحبت کردن به صورت شوخی هم بیان شود، باز اگر خانم ها ببینند که طرفشان زنان را نوعی شیء قلمداد میکند، آزرده خاطر خواهند شد.
يكي از نيازهاي اساسي زندگي انسان، تعامل و ارتباط با ديگران است. انسان در طول رشد خود، پيوسته براي بقا و پيشرفت خويش، محتاج ارتباط با ديگران است كه بين اين امر با سلامت رابطه اي نزديك وجود دارد. تمام انسان ها به دنبال يافتن كساني هستند كه با آن ها احساس خوش بختي كنند و از زندگي با آن ها لذت ببرند و در كنارشان منفعت بيشتري كسب كنند. در بين ارتباطات انساني، نياز به ارتباط با جنس مخالف هم در مقطعي از زندگي انسان مطرح مي شود و اين زماني است كه پسر و دختر تصميم مي گيرند تا همسر آينده را انتخاب كنند و در اين ارتباط مقطعي كه لازمه شناخت از همديگر است، اصولي مطرح هستند.
بايد توجه داشت كه نيروي پيوندجويي دو جنس مخالف، دل دادگي هاي پسرانه و دلبري هاي دخترانه و دل بستگي هاي طرفين، در قشر جوان وجود دارد. البته اين ارتباط ها و علاقه ها منشأ تشكيل خانواده و بقاي نسل و ادامه حيات مي گردند، ولي بايد در چارچوب اصولي اخلاقي و شرعي باشند.
گاهي اين علاقه ي دروني به جنس مخالف و نياز به ارتباط با او، از چارچوب هنجارهاي اجتماعي و ديني خارج مي شود و به سوي بي عفّتي و گناه كشيده مي شود كه اين امر بسيار ناشايست و غيراخلاقي است.
اون قضيه گواهينامه ات چي شد. آها هنوز واست نيومده.متاسفم. ببين چقدر بدشانسي.دو ماهه قبول شدي.اما هنوز گواهينامه ات رو واست نفرستادن.
اخه ي .
راستي خواستم بگم. ميخوام اعلام همكاري كنم واسه مديريت وبلاگت.
فعلاً باي
دوست دارت صادق
از اینکه مدتیه غیر فعالم ببخشید کمی کار داشتم ولی تا 3 ، 4 روز دیگه آپ میشوم.
یه خبر جدید برا همشهریای عزیز میخوام که بی امکاناتی مدارس شهرستان اشنویه را در این وبلاگ به همراه تصاویر آنان به چالش بکشم که از مدرسه حاج رسولیان و مدرسه پیش دانشگاهیه پسران شروع میکنم.
.::منتظر نظراتتون هستیم::.













مدتی پیش ویدویی از شاهین نجفی در صدای آمریکا پخش شد که بهانه ای برای مصاحبه او با صدای آمریکا شد. شاهین که دیگر امروزه همه او را میشناسند فردا در هامبورگ کنسرت بزرگ خود را برگزار میکند. او دیگر با گروه تپش۲۰۱۲ همکاری نمی کند و وبسایت رسمی خود را معرفی کرده است، برای خواندن مصاحبه وارش با او به ادامه مطلب مراجعه کنید.
مثل اینکه مدتیست که کیبرد فارسی داری و حالا راحت تر فارسی تایپ میکنی. واقعا اینقدر کیبرد انگلیسی عذاب آور بود که تو بلاگ در مورد کیبرد فارسی نوشتی؟گفت وگو با شاهین نجفی ، رپر ایرانی مقیم آلمان
ما نسل غمگینی هستیم. نسل بیشادی، نسل کمفریاد. وسط خمهای پاره کودکیمان صدای خمپاره داشت و پر بود از عموها و باباهای رفته و نیامده و باز هم غم میماند و آن تفنگ آبپاشی که فکر میکردیم میتواند هواپیما شکار کند. گذشت و نگذشتیم... بزرگتر شدیم و حتی ممنوعه هم نبودیم، انگار اصلا نبودیم. آنقدر دیده نشدیم که خودمان پریدیم وسط فیلمبرداری و صحنه به هم ریخت. تازه یادشان آمدم که اینجا کشور جوانیست...
سال 76 شد و قرار بر این بود که موسیقی هم شور زندگی آن روزها را داشته باشد. اما بیست سال از نوار پاره شده بود. دنبال وصله زدنش به آن قدیمها بودند و ما نبودیم. ما صداهای خودمان را میخواستیم، همصداهای خودمان را. حالا 12 سال گذشته است، میتوانیم سرمان را بالا بگیریم و همصدا شویم. داریم امتحان میکنیم. حالا بهخوبی یاد گرفتهایم که چطوری آرام آرام زیرآبی برویم. کاری که زمان مدرسه بلد نبودیم و از ترسمان باید توی اتاق خالی ناظم مدرسه هم یک لنگه پا میماندیم.
مسئله و مشکلات جوانان امروز در دنیای امروزی
در ميان سياستمداران و روشنفكران و مديران ايراني، بسياري از مفاهيم و مباحث بيرحمانه مورد استفاده قرار گرفته شده است. بسياري از افراد اين سه گروه بدون توجه به زمينهها، فرآيند و ويژگيهاي مربوطه به طرح موضوعات متعدد پرداخته و با قدرت و توانايي كه در اختيار دارند، حقيقي بودن آنها را به كرسي نشانيده و در نتيجه ديگران (مخالفان، منتقدان و حاشيه نويسان) را وادار به داوري و بررسي در مورد موضوعات اشاره شده ميكنند. يكي از اين مفاهيم و موضوعات مطرح شده به واسطه گروههاي فوق، جواني در ايران و جوان ايراني است.
كتاب «مشكلات اجتماعي و نظريه جامعهشناختي» تأليف رابرت مرتون، ترجمه مقاله Social Problems and Sociological Theory از كتاب Contemporary Social Problems است. كتاب شامل 78 صفحه متن و 7 صفحه يادداشت در انتهاي آن است. نكتهاي كه در ابتدا بايد ذكر كرد، اين است كه «مشكلات اجتماعي» ترجمهاي رايج براي Social Problem نيست و بهتر بود به جاي آن از «مسأله اجتماعي» استفاده شود كه در ادبيات علوم اجتماعي در ايران واژهاي جا افتاده است.
در يك نگاه كلي، كتاب ابتدا ضرورت و فوائد بررسي تئوريك مسائل اجتماعي را مطرح ميكند، سپس به بررسي مفهومي مسأله اجتماعي و عناصر اين مفهوم ميپردازد و بعد از آن دو نوع مختلف از مسأله اجتماعي- بيسازماني و كژروي- را مطرح ميكند و در انتها نيز فوائد تئوريك بررسي مسائل اجتماعي را از منظر عناصر كژ كاركردي روشن ميسازد.
شناخت مفاهيم ذكر شده در كتاب مانند هنجار، كاركرد و كژ كاركرد، سازمان اجتماعي، نهاد، كاركرد پنهان و آشكار و . . . بدون آشنائي قبلي با نظريه كاركردگرايي ساختاري و نظرات مرتون در اين باره ممكن نيست.
من دلم میگیرد وقتی به یاد میآورم آنچه را که در این زمین میگذرد.آیا این سرنوشت محتوم ماست که اینچنین باید آزادی و احترام به انسان را به عزا بنشینیم.هیچ و هیچ و تنها همین "انسان فرض شدن" یعنی ،چنین دشوار است که تاریخ باید سر به زیر مرام او باشد در این سالها.
فرزاد کمانگر قهرمان نیست،چرا که نفس بازی را انکار کرده است.قهرمان ،کسیست که در این سوئ مرزها با شکواییه یی کوتاه،تمامیت خود را میفروشد ،تا باشد؛ ولی فرزاد بودنش را به قیمت آن هستی مستتر در تاریخ به حراج میگذارد برای انسان،حتئ اگر به نبودنش بیانجامد.
ما دیگر بغض نمیکنیم برای کسی و با چشم هایی بی نگاه به شعر غلطیدن یک آموزگار را هم چون یک سطر تکراری در روزنامه یی باطله به زباله میریزیم.
این یعنی اینکه باید کسی ثابت کند که هنوز ما نمرده ایم و چه سخت است این.
و فرزاد نه به زندگی میاندیشد ،نه به مرگ،نه به عفو و تنها چشمهایش در حدقه میلرزد برای دانش آموزان خردش که گویا قرار است قشون قشون فرزاد کمانگرها را در سینه بپرورانند.
و ماهمچنان دوره میکنیم
روز را
هنوز را...
شاهین نجفی
دیگر هیچکس به رسم دیار مردانگی
لباس فقر را از خیال کودکانه ی پروانه ها نمی ربایند
آبی را که در آن نقش میکشیم گل آلود کرده اند
و ماهی سادگی هایمان را به طور مد گرایی اسیر کرده اند
درست است که دیگر کسی سراغ مسجد دل را نمیگیرند
و لباس زرین حیا نمی پوشد و حرمت بزرگی پاس نمی دارد
امّــــا... بارالها
جز تو که را داریم
که کوچه ی تنهاییمان با آن طراوت بخشیم
به امید روزی که افسار عقلمان را
چراغ هدایت تو به دست گیرد
(بارالهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا)
ممکن است تصور کنيد که شما راهتان با آن دسته افراد موفقي که پيوسته کاميابي هاي تازه حاصل مي کنند يکي نباشد. البته ممکن است آنها توانايي هايي داشته باشند که شما فاقد آن هستيد، اما هميشه به ياد داشته باشيد: موفقيت آموختني است و تنها تفاوت شما با آنها اين است که آنها هميشه يک سري عادات خاص را به کار مي بندند و اين باعث کاميابيشان مي شود.
موفقيت همين است: جمع راه و روش هاي زندگي هوشمندانه. در اينجا به چند مورد از اين شيوه ها اشاره مي کنيم.
توصیه میکنم حتما ادامه مطلب را بخوانید
رازهای خواننده شدن
دوستان عزیز برای خواننده شدن باید از خیلی چیزها چشم پوشی کنید خوانندگی یه دنیای عجیبی در این عالم است که هرکسی نمی توانند باهاش ارضا شود. یک خواننده موفق باید فکر ذکرش بر روی حنجره و ترتیب کلمات تمرکز کند، بعضی از رازهای کوچک براي موفقيت در خوانندگي را برایتان بيان خواهم کرد.
موفقيت در خوانندگي بايد همراه با اراده قوی در بیان احساسات و دوم ارضا شدن در خواندن متن ها باشد، یکی از بزرگترین موفقيت رسیدن به بلوغ زودرس جنسی و رشد شخصیتی است (استفاده از استروئیدهای حیوانی برای افزایش تتسترون هورمون مردانه خوب است) تمرینات سرسام آور حنجره اینقدر باشد تا حنجره را به تحریک در بياورد تا جايي که توانی واسه حرف زدن نماند منظورم تمرين زياد است تا حرف زدن با ديگران.
برای خواننده شدن چکار کنیم
برای اشتباه کردن به چند علت متداول زير اشاره مي کنيم.
۱. بدترين چيزي که ممکن است اتفاق بيفتد، خرابکاري است. فرض کنيد اين خرابکاري با قصد و منظور نبوده است، اما فرد مقصر و خطاکار به عنوان يک خرابکار شناخته خواهد شد. اين نشانه ناتواني و عدم کفايت کارمند است. چه اولين اشتباه او باشد يا چندمين، به هر حال روي حرفه ي او تاثير منفي خواهد گذاشت.
فرصت هاي ترقي در محل كار ممكن است پيش بيايند، اما فردي كه از موفقيت وحشت داشته باشد قادر به گرفتن ترفيع نخواهد بود. او بهانه مي آورد كه مسؤليـتـهـاي شـغـل جديد زياد و خارج از توانايي هايش است. اينگونه اشخاص ميلي به بالارفتن از پله هاي ترقي ندارند.
وقتي آينده نا معلوم باشد، اين وحشت شدت بيشتري پيدا ميكند. بايد پذيرفت افــرادي كه داراي چنين ترسي نميباشند روزهايي پيش رو دارند كه در آنها آينده ترسناك جــلوه مينـمايد، بنابراين ميتوان متوجه شد اشخاصي كه فاقد مكانيزمي مناسب براي برخورد و رويارويي با چنين موقعيتي مي باشند، چگونه احساسي خواهند داشت.
تشخيص و حل اين مشكل آسان تر از برخورد با پشت گوش انـدازي است. بـا كمي هم محوري و اندكي صبر و شكيبايي فردي كه از پذيرش مسؤليتهايي كــه موفقيـتـش را به همراه خواهد داشت وحشت دارد، ميتواند شرايط را به نفع خود تغيير دهد.
زن جواني به واحد مشاوره كلانتري 14 گلسار رشت مراجعه کرده و داستان زندگياش را گفت و خواهان كمك جهت حل مشكلش شد. اين زن جوان به مشاور گفت: از اعتماد بنفس بالايي برخوردار بودم و شكست ديگران را ناشي از كمبود اعتماد بنفسشان يا تنبلي آنان مي دانستم و به خود ميباليدم چرا كه آينده خوبي پيش روي خود ميديدم.
وي ادامه داد: آغاز تحصيل دانشگاهيم در رشته حسابداري اين عقيده را در من تقويت كرد كه دارم به موفقيت خود نزديك ميشوم. در اين زمان بود كه با پسري دانشجو و كارمند بانك آشنا شدم. اين روند به مدت 2 سال ادامه داشت تا اينكه روزي با اتومبيلش جلوي منزلشان رفتيم.
وقتي رسيديم او به من گفت میخواهد از خانه چيزي بردارد و از من خواست تا به همراهش به داخل منزل بروم. به علت اصرار زياد به داخل خانه رفتم كه ناگاه به من حملهور شد و آن چيزي كه نبايد، اتفاق بيفتد افتاد.
زن جوان افزود: از آن روز به بعد روابط او با من سرد و سردتر شده و من نيز جريان را فقط به خواهرم بازگو كردم و پدر و مادرم نيز نفهميدند. تا 4 ماه بعد از اين موضوع كه با مراجعه به پزشك فهميدم باردار هستم بالاجبار موضوع را با پدر و مادر مطرح کردم و متعاقب آن به همراه خانواده به نزد او رفتيم.
او در ابتدا موضوع را انكار ميكرد و با كمال خونسردي ميگفت: بچه متعلق به او نيست و براي خود دلايلی آورد از جمله اینکه 13 سال است متأهل بوده و بچهاي ندارد. زن جوان در حالي كه آهي ميكشيد، گفت: بعد از اين موضوع فهميدم كه چه اعتماد به نفس بيهودهاي داشتهام و با شخصي متاهل ارتباط دوستي برقرار کرده بودم. وي در ادامه توضيح داد: وقتي كه تهديد ما را از طريق مجاري قانون ديد قبول کرد كه مرا صيغه کند، و با توجه به اينكه از نظر مالي مرفه است در خانه اجارهاي كوچكي مرا اسكان دهد.
زن جوان به مشاور گفت: با توجه به اينكه الان فرزندم 2 ساله است او ميخواهد صيغهاش را فسخ كند و نيز ميگويد با توجه به اينكه همه اموال منزل متعلق به خانمش است چارهاي جز اين ندارد و حتي حاضر است بچه را نيز به من بدهد. زن كه دنيا را براي خودش تيره و تار ديده به خانم مشاور گفت: تو را به خدا كمكم كنيد، درصورت فسخ صيغه هيچ جايگاهي در جامعه نخواهم داشت. خانم مشاور در اجراي خواسته اين زن جوان، شوهرش را به كلانتري دعوت کرد. بعد از حضور وي و صحبت و نقد و بررسي موضوع قرار شد كه او موضوع را با همسرش مورد بررسي قرار دهد و از او بخواهد كه همسر دوم و فرزندش را نيز بپذيرد و... .

به نظر شما این طوری نیست؟
پسر : سلام.خوبي؟مزاحم نيستم؟
دختر: سلام. خواهش مي کنم.?asl plsپسر : تهران/وحيد/۲۶ و شما؟
دختر: تهران/نازنين/۲۲
پسر: اِ اِ اِ چه اسم قشنگي!اسم مادر بزرگ منم نازنينه.دختر: مرسي!شما مجردين؟
پسر: بله. شما چي؟ازدواج کردين؟
دختر: نه. منم مجردم. راستي تحصيلاتتون چيه؟
پسر: من فوق ليسانس مديريت از دانشگاه MIT اَمِريکا دارم. شما چي؟
دختر : من فارغ التحصيل رشته گرافيک از دانشگاه سُربن فرانسه هستم.پسر: wow چه عالي!واقعا از آشناييتون خوشحالم.دختر : مرسي. منم همين طور. راستي شما کجاي تهران هستين؟
پسر: من بچه تجريشم. شما چي؟
دختر : ما هم خونمون اونجاس. شما کجاي تجريش مي شينين؟
پسر: خيابون دربند. شما چي؟
دختر : خيابون دربند؟ کجاي خيابون دربند؟
پسر : خيابون دربند. خيابون...... کوچه......پلاک....شما چي؟
دختر: اسم فاميلي شما چيه؟
پسر: من؟ حسيني! چطور؟
دختر:
چي؟وحيد تويي؟ خجالت نمي کشي چت مي کني؟تو که گفتي امروز با زنت مي خواي
بري قسطاي عقب مونده خونه رو بدي.!مکانيکي رو ول کردي نشستي چت مي کني؟
پسر : اِ عمه ملوک شمائين؟چرا از اول نگفتين؟راستش! راستش!ديشب مي خواستم بهتون بگم امروز با فريده.... آخه مي دونين...........دختر : راستش چي؟ حالا آدرس خونه منو به آدماي توي چت ميدي؟مي دونم به فريده چي بگم!پسر: عمه جان ! تو رو خدا نه! به فريده چيزي نگين!اگه بفهمه پوستمو ميکّنه!عوضش منم به عمو فريبرز چيزي نمي گم!دختر: او و و و م خب! باشه چيزي بهش نميگم.ديگه اسم فريبرزو نياريا!راستي من بايد برم عمو فريبرزت اومد. باي
پسر: باشه عمه ملوک! باي......![]()
این هم طنز مشخصات دختر نمونه در ادامه مطلب..
در ناحيه اقوامي چون لولوبيها ، هوريائيان، آشوري ها ، اورارتوها و مادها در دوره هاي معيني از تاريخ مي زيسته اند. در كتيبه كوروش از از ايالت اشنوناك (اشنويه) به نام خراجگزار نام برده شده است. در كليه شين (جنوبغربي اشنويه) سنگي به ارتفاع 170 سانتي متر وجود دارد كه بر روي آن كتيبهاي به دو زبان اورارتويي وآشوري حك شده و متعلق به هشت قرن پيش از ميلاد است. متن اورارتويي از ايشيوينا (814 قبل از ميلاد) پادشاه اورارتو است كه در سمت چپ آن همان متن به زبان آشوري حك شده است. اين شهر در حيات تاريخي خود جولانگاه جنگ وگريزهاي زيادي بود.شنويه در گذشته هاي دور اقامتگاه ملكه صبا بوده و او در اين منطقه سكونت ييلاقي داشته كه نام قديمي اشنويه يعني صبا اين نظريه را تاييد مي كند. در فرهنگ دهخدا صبا در مقابل واژه اشنه نوشته شده است.در سال 1909 ميلادي عثمانيها اشنويه را تسخير كردند وبا قدرت تمام دست به كشتار زدند. جنگ روسها وعثمانيهانيز زيان زيادي به جان و مال مردم وارد كرد. پس از كشتار روسها و عثمانيها نوبت به مرگ ومير ناشي از قحطي بزرگي رسيد كه مردم مجبور به مهاجرت به عراق(موصل و كركوك) شدند. درسال 1320 هجري ، زلزله بزرگي شهر اشنويه را تكان داد و خسارات مالي و جاني سنگيني را به بارآورد. امروز شهر اشنويه يكي از شهرهاي متوسط استاناست كه درجهت رشد وتوسعه گام برميدارد.
